به گزارش پایگاه خبری حیات ،تنها چند ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ماه سال ۵۷ بود که حضرت امام خمینی (ره) در دوم اردیبهشت سال ۵۸ رسماً فرمان تشکیل سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی را صادر کردند.در آن زمان، اما شاید هیچ کس فکر نمیکرد این سازمان نوپا که برای حفاظت از انقلاب ملت ایران به وجود آمده است، در مدتزمان کوتاهی تنها چند سال پس از تأسیسش بتواند در مقابل انواع تهدیدات پیچیده داخلی و خارجی علیه نظام اسلامی ایستادگی و با آنها مقابله کند.در آغازین روزهای پس از پیروزی انقلاب و تشکیل کمیتههای انقلاب، دولت موقت که موافق استقلال عمل کمیتههای انقلاب نبود و به فکر ایجاد نیرویی تحت عنوان گارد ملی و تحت نظر خود افتاد.بر همین اساس، با پیشنهاد مرحوم مهدی بازرگان رئیس دولت موقت، مرحوم حجتالاسلام حسن لاهوتی حکمی از امام برای تأسیس این نیرو دریافت میکند و ابراهیم یزدی هم از سوی دولت موقت مأمور همکاری با حجتالاسلام لاهوتی می شود. محسن رفیق دوست اما، در خاطرات خود روایت دیگری از تشکیل سپاه دارد که براساس آن فکر ایجاد نیرویی غیر از ارتش برای دفاع از انقلاب، اولین بار از سوی شهید محمد منتظری مطرح شده است.وی در بخشی از خاطرات خود درباره تشکیل سپاه میگوید: اوایل اسفند - احتمالاً ۹ اسفند - آیتالله بهشتی که برای دیدار حضرت امام به مدرسه علوی آمده بود مرا صدا زد و گفت: «حاج محسن، حضرت امام الان حکم تشکیل سپاه پاسداران را زیر نظر دولت موقت به آقای لاهوتی دادند، بهتر است شما هم در این سپاه باشی. بلافاصله به محل جلسه در پادگان عباسآباد رفتم. وارد اتاق شدم. دیدم عدهای از آقایان ازجمله دانش منفرد آشتیانی، غلامعلی افروز، ابراهیم سنجقی، علیمحمد بشارتی، مرتضی الویری و چند نفر دیگر حضور دارند. آقای تهرانچی و آقای هاشم صباغیان هم از طرف دولت موقت آمده بودند. کاغذی برداشتم و روی آن نوشتم بسم الله الرحمن الرحیم - سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تشکیل شد: ۱. محسن رفیقدوست. بقیه هماسمهایشان را نوشتند و سپاه پاسداران تشکیل شد. هفت نفر بهعنوان شورای فرماندهی انتخاب شدند. آقای دانش آشتیانی شد فرمانده سپاه، آقای غلامعلی افروز مسئول امور پرسنلی، آقای محمدعلی بشارتی مسئول اطلاعات، آقای الویری مسئول روابط عمومی و من هم مسئول تدارکات شدم».
سپاه کمکم داشت شکل میگرفت که گروهای دیگر وفادار به انقلاب نیز تشکلهای جداگانهای را برای حفاظت مسلحانه از انقلاب اسلامی به وجود آوردند. یکی از این تشکلها در پادگان جمشیدیه تهران و با حضور جواد منصوری، عباس آقا زمانی (ابو شریف)، عباس دوزدوزانی و ابراهیم حاج محمد زاده تشکیل شد و رابط این گروه با شورای انقلاب مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی بود.گروه دیگر هم، گارد دانشگاه بود که زیر نظر شهید محمد منتظری اداره میشد. این گروه که در ارتباط با شهید بهشتی بود، از افرادی که در فلسطین آموزش چریکی دیده بودند تشکیل میشد و در کنار آنها برخی افسران ارتش مانند شهید کلاهدوز، شهید نامجو و کتیرایی را نیز برای آموزش نیروها به کار گرفت.حدود ۴ گروه مسلح با یک هدف مشترک به نام حراست از انقلاب شکل گرفته بود که هرکدام از آنها حفاظت از انقلاب اسلامی را وظیفه خود میدانستند، اما بروز اختلافات و اصطحکاک بین آنها اجتناب ناپذیر مینمود؛ لذا ضرورت ادغام این تشکلها و تشکیل یک سازمان منسجم بیش از پیش احساس میشد.بنابراین، نمایندگانی از این چهار گروه در جلسهای گرد هم میآیند و میپذیرند که با یکدیگر ادغامشده و سازمانی منسجم و یکپارچه را به وجود بیاورند تا بهوسیله آن بتوان به اوضاع امنیتی کشور سر و سامانی داد.محسن رفیقدوست که آن روزها در سپاه پاسداران زیر نظر حجتالاسلام لاهوتی فعالیت میکرد، در بخشی از خاطرات خود این موضوع را اینچنین روایت میکند: احساس میکردم این سپاهی که در حال شکلگیری است، سپاهی نیست که مدنظر امام (ره) بوده است. از طرف دیگر در ۳ تشکل دیگر هم نیروهایی به صورت مسلح فعالیت میکردند که شامل گارد انقلاب تحت نظر ابو شریف، گارد دانشگاه (پاسا) با نظارت شهید محمد منتظری و افراد گروههای مسلح مبارز قبل از انقلاب که سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی شکل داده بود، میشدند. پائیز ۵۸ ابوشریف و شهید منتظری و شهید محمد بروجردی از سوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را دعوت کردم و در اتاقی که در آنجا جمع شده بودیم را قفل کردم و گفتم افرادی که از هر ۴ گروه موجود میشناسم، همه یک هدف را تعقیب میکنند که ایجاد نیرویی برای حفاظت از انقلاب است. شما مبنای قانونی ندارید. حکم ما از سوی امام (ره) است که ما را مجاز به فعالیت زیر نظر دولت موقت کرده است. انتقاد عمده آنها به سپاه نظارت دولت موقت بر آن بود که گفتم درهرصورت این حکم امام (ره) است. خوشبختانه در آن جلسه به این نتیجه رسیدند که حرف منطقی است و بهتر است بنشینیم و باهم مذاکرهای برای ادغام انجام دهیم. قرار شد از هرکدام از این مراکز ۳ نفر انتخاب شوند. این ۱۲ نفر بنشینند و بحث ادغام را پیگیری کنند. پس از آن گروه سه نفرهای متشکل از محسن رضایی، محسن رفیقدوست و عباس دوزدوزانی در اواخر فروردین ماه سال ۵۸ در قم نزد امام میروند و با توجه به مشکلاتی که سپاه با دولت موقت داشت، استدلال میکنند که سپاه باید زیر نظر شورای انقلاب اداره شود. حضرت امام هم در این دیدار ضمن پذیرش این درخواست، دستور تشکیل یک سازمان منسجم و مکتبی را صادر میکند و هاشمی رفسنجانی از طرف شورای انقلاب به عنوان نماینده برای پیگیری کارهای سپاه انتخاب میشود.
در پی این فرمان، همان گروه ۱۲ نفره اساسنامه سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی را در ۹ ماده و ۹ تبصره تهیه و تصویب میکند و به دنبال آن شورای انقلاب حکم اعضای شورای فرماندهی سپاه را ابلاغ در تاریخ دوم اردیبهشت ۵۸ طی اطلاعیهای شروع به کار سپاه را اعلام میکند. بر این اساس نخستین شورای فرماندهی سپاه پاسداران متشکل از جواد منصوری به سمت فرمانده و عضو شورای فرماندهی، عباس آقا زمانی (ابوشریف) به سمت مسئول واحد عملیات و عضو شورای فرماندهی، علی محمد بشارتی و بعدها محسن رضایی به سمت مسئول اطلاعات و تحقیقات و عضو شورای فرماندهی، سید اسماعیل داودی به سمت مسئول اداری و مالی، محسن رفیقدوست به سمت مسئول تدارکات و مرتضی الویری به سمت مسئول روابط عمومی تشکیل میشود. درپی این تصمیم، جواد منصوری اولین فرمانده سپاه در تاریخ ۱۱ اردیبهشت ۵۸، اطلاعیهای ۸ مادهای دستورالعمل جدید سپاه را صادر و طی آن نکاتی را به پاسداران انقلاب اسلامی تذکر میدهد. در این برهه زمانی سپاه با اینکه سازمانی نوپا و متشکل از جوانان انقلابی بود، فعالیتهای خوبی در دفاع از انقلاب و مقابله با ناامنیها از خود نشان میدهد، از جمله مقابله با قائلههای تجزیهطلبانه و ضد انقلاب در خوزستان و کردستان و مقابله با عوامل نفوذی در دستگاهها و نهادهای انقلابی و کشور. اقدامات سپاه تا حدی چشمگیر بود که حضرت امام در ۲۹ مرداد سال ۵۸ زمانی که عدهای از اعضای شورای فرماندهی سپاه برای ارائه گزارش به حضرت امام به شهر قم میروند، در تجلیل از اقدامات پاسداران میفرمایند: «من از سپاه راضی هستم و به هیچ وجه نظرم از شما برنمیگردد. اگر سپاه نبود، کشور هم نبود. من سپاه پاسداران را بسیار عزیز و گرامی میدارم. چشم من به شماست. شما هیچ سابقهای جز سابقه اسلامی ندارید. سلام مرا به همه برسانید. من از همه شما متشکرم. من به همه دعا میکنم.» از دوم اسفندماه ۵۸ زمانی که بنیصدر فرمانده کل قوا میشود، روز بعدش منصوری از فرماندهی سپاه استعفا میدهد. معاونت فرهنگی و کنسولی وزارت امور خارجه، سفارت ایران در پاکستان، ریاست مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه و سفارت ایران در چین از جمله مسئولیتهای او بعد از فرماندهی سپاه است و هم اکنون نیز به عنوان پژوهشگر تاریخ معاصر فعالیت میکند. پس از طی دوره ۱۰ ماهه فرماندهی منصوری، عباس دوزدوزانی فرماندهی سپاه را به مدت ۳ ماه بر عهده میگیرد، اما او هم به دلیل مخالفتهای رئیس جمهور وقت، استعفا میدهد و از این مسئولیت کنار میرود. دوزدوزانی بعدها در کابینه شهید رجایی به عنوان وزیر ارشاد منصوب میشود و پس از آن به عنوان نماینده مردم تبریز و تهران در مجلس انتخاب، ریاست شورای شهر تهران و معاونت وزیر علوم میرسد. فرمانده بعدی سپاه عباس آقا زمانی معروف به ابو شریف بود که در تاریخ ۲ خرداد ۱۳۵۹ طی حکمی از سوی ابوالحسن بنیصدر فرمانده وقت کل قوا به فرماندهی سپاه پاسداران منصوب شد، اما کمتر از یک ماه بعد در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۵۹ استعفا کرد.فرماندهی و بنیانگذاری واحد عملیات سپاه، فرماندهی کل سپاه پاسداران، سفارت جمهوری اسلامی ایران در پاکستان، نمایندگی قائممقام وقت رهبری در امور افغانستان از جمله مسئولیتهای ابوشریف بوده است. پس از استعفای ابوشریف، بنیصدر در تاریخ ۲۲ تیر ۵۹ حکم فرماندهی سپاه را برای مرتضی رضایی صادر میکند. اما رضایی حکم صادره از سوی بنی صدر را فاقد اعتبار دانست و خواستار صدور حکم فرماندهی از سوی حضرت امام شد. در تاریخ ۲۸ تیرماه ۵۹ این حکم به تأیید حضرت امام میرسد و ایشان در این تاییده نوشتند: «فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شما مورد تأیید است و لازم است با جدیت مواظبت کنید که احکام اسلام در سپاه پاسداران به مورد اجرا گذاشته شود».
پس از مرتضی رضایی، شورای فرماندهی سپاه به دستور حضرت امام، ۳ نفر را برای فرماندهی سپاه انتخاب میکند. این سه نفر عبارت بودند از شهید محمد بروجردی، شهید یوسف کلاهدوز و محسن رضایی. محسن رفیقدوست با درخواست شفاهی از شهید بروجردی میخواهد که وی از پذیرفتن فرماندهی سپاه صرف نظر کند و او هم قبول میکند و شورای فرماندهی سپاه شهید کلاهدوز را به عنوان فرمانده سپاه انتخاب میکند.رفیق دوست در بخش از خاطرات خود دلیل نپذیرفتن فرماندهی سپاه از سوی شهید کلاهدوز را این چنین عنوان میکند: «شهید کلاهدوز صبح زود فردای آن روز به منزل من مراجعه کرد. از زیر عبایش قرآنی درآورد و مرا به آن قرآن قسم داد که او را فرمانده نکنیم، دلیلی هم برای اصرار خواسته خود مطرح کرد. پرسیدم چهکار کنیم؟ گفت: محسن را انتخاب کنید». به این ترتیب شورای فرماندهی سپاه محسن رضایی ۲۷ ساله را به عنوان فرمانده سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی انتخاب میکند و محسن رضایی حدود ۱۶ سال فرماندهی سپاه را برعهده میگیرد، سالهایی که جنگ تحمیلی یکی از مهمترین مقاطع تاریخ انقلاب اسلامی هم در آن واقع است. وی پس از پایان ماموریتش در فرماندهی سپاه، با حکم مقام معظم رهبری به سمت دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب میشود. سید یحیی صفوی معروف به رحیم صفوی در اواسط سال ۷۶ جایگزین محسن رضایی در فرماندهی سپاه میشود و ۱۰ سال فرماندهی کل سپاه پاسداران را عهدهدار میشود و نهایتا پس از پایان دورهاش، با حکم مقام معظم رهبری به عنوان دستیار و مشاور عالی فرماندهی کل قوا در امور مرتبط با نیروهای مسلح منصوب میشود. پس از سرلشکر صفوی، محمد علی جعفری در سال ۸۶ با حکم فرمانده معظم کل قوا به سمت فرماندهی کل سپاه منصوب میشود. وی پیش از این ۱۳ سال فرمانده نیروی زمینی سپاه را برعهده داشت و پس از گذشت 12 سال این جایگاه را به حسین سلامی، جانشین خود داد. حسین سلامی که هم اکنون فرماند هی کل سپاه را بر عهده دارد، مدرس و عضو هیئت علمی دانشگاه دفاع ملی است، حسین سلامی همچنین از سال های 71 تا76 فرمانده هی دانشکده دافوس را بر عهده داشت و پس از آن نیز تا سال 84 به عنوان معاون عملیات ستاد مشترک سپاه پاسداران انجام وظیفه کرده است
حافظ امنیت و تمامیت ارضی کشور
یکی از مهمترین قلمروهای عملکرد سپاه در ساختار نظام جمهوری اسلامی مقابله با تهدیدات امنیتی - نظامی است که شامل برقراری امنیت در داخل و خارج از مرز های کشور می شود و سپاه پاسداران توانسته این مهم را در طی 4 دهه ای که از عمر انقلاب می گذرد به نحو شایسته و در خور تحسینی جامه عمل بپوشاند.
الف: برقراری امنیت در داخل مرزها
1.مقابله همه جانبه سپاه با فتنه کردستان:
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و اوج گیری دسیسه های دشمنان و گروهک های محارب و ضد انقلاب در نقاطی چون خوزستان، گنبد و کردستان، سپاه ضرورت حضور خود را در این نقاط به خوبی تشخیص داد و در جهت رفع فتنه، بسیج شد و هنگامی که شورش های مسلحانه در نقاط کوهستانی و صعب العبور نواحی کردنشین متمرکز شد، پاسداران نیز برای حضور درازمدت در آن نقاط آماده شدند و به صورت جدی مقابل اشرار و ضد انقلاب و ایادی بیگانگان صف آرایی کردند و امروز جای جای آن خطه از میهن اسلامی کردنشین، نشان از رشادت ها، جانبازی های مظلومانه و غریبانه عزیزانی دارد که برای پاسداری از کیان اسلام، میهن اسلامی و حفظ تمامیت ارضی کشور، از خون خود مایه گذاشتند تا جمهوری اسلامی سرافراز و پرشکوه بماند. کردستان روزهای سختی را پشت سر گذاشت. مهاباد، پاوه، سردشت، نقده، پیرانشهر و سنندج، روزها و ماه ها در دست گروه های محارب و معاند کرد با سردمداری برخی عناصر باقیمانده رژیم پهلوی و عواملی از سازمان های جاسوسی امریکا و موساد اسراییل، بود. سپاه پاسداران در آزادسازی و حفظ خطه کردستان در حلقه میهن اسلامی، فداکاری بسیار کرد و با فرمان و حمایت حضرت امام خمینی(ره) و هماهنگی ارتش جمهوری اسلامی، نقشه دشمنان ملت را خنثی کرد.
2.مقابله با گرو هک ها و عناصر ضد انقلاب در نقاط مختلف کشور
یکی از نقش های مهم سپاه پاسداران، بر اساس قانون، مبارزه با عوامل و جریان های خرابکار و برانداز است. این نقش به ویژه در سال های اولیه پیروزی انقلاب اسلامی به خوبی ایفا شد. تاریخ انقلاب اسلامی، در دهه اول استقرار خود، بحران ها و تحریکات خرابکارانه و براندازانه متعددی را تجربه کرده است. گروه ها و جمعیت های محارب همچون سازمان مجاهدین خلق (منافقین)، چریک های فدایی اکثریت و اقلیت، حزب دموکرات، کومله، حزب خلق مسلمان، احزاب خلق بلوچ و ترکمن و عرب، گروه های مائوئیست و حزب توده، هر یک در مقطعی و همه در یک راستا، شورش ها و تحرکات براندازانه ای را علیه نظام نوپای اسلامی سازمان دادند. در تمامی این حرکات، چه در مرحله شناسایی و چه در مرحله خنثی سازی و مقابله، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نقش اصلی را به عهده داشت و پاسداران در عین گمنامی، به ایثار و حماسه سازی بزرگ دست زدند و شهدای بزرگواری را تقدیم انقلاب اسلامی و ملت بزرگوار ایران کردند تا امنیت و آرامش و آسایش و تداوم برکات انقلاب اسلامی و یکپارچگی کشور ایران اسلامی را برقرار سازند.
ب: مقابله با دشمنان خارجی ( جنگ تحمیلی)
برجسته ترین عملکرد سپاه پاسداران در مقابله با تهدیدات خارجی در طول ۴ دهه که از عمر انقلاب اسلامی می گذرد جنگ تحمیلی است. دفاع همه جانبه مقدّس با دشمن بعثی تا بُن دندان مسلح که لااقل از سوی 48 کشور قدرتمند دنیا تجهیز تسلیحاتی می گردید و از چندین کشور دنیا نیرو می گرفت و به کثیف ترین حربه ها برای رسیدن به منافع خویش دست می زد.در حماسه هشت سال دفاع مقدس، رزمندگان اسلام بیش از 96 عملیات را در 95 ماه جنگ تحمیلی انجام دادند که پاسداران و بسیجیان در 27 عملیات مشترک با ارتش جمهوری اسلامی و 55 عملیات مستقل ضربات مهلکی را بر نیروی انسانی و ماشین جنگی دشمن وارد کردند. اوج هنرنمایی و عملیات آفرینی معجزه آسای سپاه را در عملیات هایی همچون فتح المبین، بیت المقدس، والفجر8 می توان نشان داد که مایه حیرت تمامی دشمنان نظام جمهوری اسلامی گردید که فتح سه روزه تهران را از سوی سردار نگون بخت قادسیه صدام حسین انتظار داشتند. توانمندی امروز سپاه و ارتقاء آمادگی در مواجهه با تهدیدات خارجی به گونه ای است که کوچکترین تهاجم و تهدید نظامی دشمن، با پاسخ کوبنده و همه جانبه سپاه مواجه خواهد شد.
نیروی قدس سپاه پاسداران(شاخه برون مرزی سپاه)
تشکیلات نیروی قدس سپاه پاسداران به عنوان یکی از نیروهای پنجگانه سپاه در سال خاتمه جنگ تحمیلی سازمان پیدا کرد. سردار احمد وحیدی، نخستین فرمانده نیروی قدس بود که از سال ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۶ این مسئولیت را بر عهده داشت. البته پیش از تشکیل رسمی این نیرو، فعالیتهای برونمرزی انجام شده بود. از این دست میتوان به سفر تیپ محمد رسولالله(ص) به لبنان اشاره کرد که منجر به ربودهشدن فرمانده جاویدالاثر آن، احمد متوسلیان شد. برخی معتقد هستند که همین سفر سرآغاز شکلگیری جنبش مقاومت اسلامی در لبنان شد. با این همه نیروی قدس در سالهای نخست به لحاظ تشکیلاتی نوپا محسوب میشد و به نظر میرسد عمده دوران فرماندهی وحیدی صرف سازماندهی و آموزش شد. بعد از وحیدی اما سردار سپهبدشهید سلیمانی عهدهدار این مسئولیت شد. او در حالی دومین فرمانده نیروی قدس شد که مانند چمران جنگ را در کوهستانهای کردستان آغاز کرده بود و ویژگیهای جغرافیایی زادگاه او، کرمان و سالها مبارزه با قاچاقچیان را در تجربیات خود داشت. سلیمانی با همین پشتوانه شاخه برونمرزی سپاه پاسداران را بار دیگر سازماندهی کرد و برنامههای این سازمان را قریب به ۲۲ سال پیش برد. پیروزیهای نیروهای مقاومت اسلامی در منطقه علیه دشمنان و معدومشدن داعش بخشی از دستاوردهای نیروی قدس در دوران او بود.
شهادت سرادر سلیمانی
صبحگاه جمعه ۱۳ دیماه ۱۳۹۸ سردار قاسم سلیمانی در حمله هلیکوپتری آمریکاییها در فرودگاه بغداد به شهادت رسید. در این حمله همراه با سلیمانی، ابومهدی المهندس، فرمانده حزب الله عراق و قائم مقام بسیج مردمی عراق (الحشد الشعبی) و شمار دیگری از رزمندگان عراقی به شهادت رسیدند. حمله فوق به دستور مستقیم رییس جمهوری ایالات متحده صورت گرفت.
نظر عضو جنبش انصارالله یمن در مورد ترور سردار سلیمانی
محمد البخیتی، عضو دفتر سیاسی جنبش انصار الله یمن در گفت و گوبا شبکه لبنانی المیادین در رابطه با ترور شهید سلیمانی و همرزمانش توسط آمریکا تاکید کرد: هر ضربه ای که به محور مقاومت وارد شود این محور قوی تر از قبل از آن خارج می شود.آمریکا همواره به دنبال ترور شخصیت هایی است که خواهان آزادسازی کشورهای خود هستند. آمریکا با ترور سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس نتوانست اهداف راهبردی خود را محقق کند و این جنایت منجر به اتحاد محور مقاومت در جبهه های نبرد شد.وی در ادامه با اشاره به اینکه پس از عملیات ترور سردار سلیمانی و ابومهدی وجود نیروهای آمریکایی در عراق مورد تهدید قرار گرفت، خاطرنشان کرد: قوی ترین پاسخ به این جنایت اتحاد محور مقاومت در ایران، عراق، سوریه، لبنان، یمن و فلسطین بود.البخیتی همچنین تاکید کرد که هدف قرار دادن پایگاه عین الاسد آمریکا توسط ایران معادلات درگیری میان محور مقاومت و آمریکا را تغییر داد
سپاه در عرصه توسعه و آبادانی کشور
یکی از قلمروهای عملکرد سپاه بازسازی و سازندگی کشور به وسیله این نهاد است. فعالیت ها و مأموریت های رزمی، دفاعی و آموزشی، سپاه را از حضور فعال در عرصه سازندگی کشور دور نداشته است و در این زمان که جبهه مقابله با استکبار در سنگرهای اقتصادی و توسعه گشوده شده است، آن ها نیز در این میدان مقدس حضور فعال و بسیار چشمگیری داشته اند .امروزه گستره ی وسیعی از فعالیت های سازندگی از قبیل سد سازی، ساخت اتوبان و فرودگاه، بازسازی تأسیسات و اسکله های بنادر کشور، راهسازی، سازمان دریایی، پروژه های کشاورزی و دامداری، طرح های آبرسانی و گازرسانی، احداث واحدهای مسکونی، خودروسازی، تولید قطعات صنعتی، درختکاری و احیاء جنگل ها و بازسازی مناطق جنگزده را دربرمی گیرد.
نقش بسیج در عرصه سازندگی
«بسیج لشگر مخلص خداست که دفتر تشکیل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضاء نموده اند». ..... ( امام خمینی (ره) )
سازندگی در بسیج تلاش علمی، زنده کردن روح جستجو و کشف واقعیت ها و حقیقت هاست، اما امروز بسیج گام را فراتر نهاده و قله های سازندگی و همت والای بزرگان سازندگی کشور را افتخارمندانه بی نام و گمنام فتح کرده است و مبارزه عملی آنان در بهترین صحنه های سازندگی و جهاد شکل گرفته است.در تمامی صحنه های کمک رسانی، بازسازی و سازندگی کشور نام مقدس این وجود شریف، یعنی بسیج پیوسته و مدام می درخشد. در حوادث طبیعی و بلایایی: همچون زلزله، سیل و طرح هایی چون واکسیناسیون فلج اطفال حضور بسیجیان گره گشای مشکلات و مایه دلگرمی مردم و مسؤولان بوده است. کما این که در حادثه ها و بلایای مثل زلزله رودبار، زلزله قزوین، سیل در بلوچستان وامروزه در شرایطی که کشور درگیر ویروسی منحوسی چون کروناه ست، نیروی بسیج در صف اول کمک رسانی و ارائه خدمات انسانی و مادی ایستاده و با تمام توان خود در تمامی صحنه ها حاضر بوده است.
کارنامه ۴ دهه پر افتخار سپاه در عرصه های سیاسی فرهنگی امیدهای فروانی را بر مسئولان نظام و همه دوستداران انقلاب در سراسر جهان ایجاد کرده است. اگر چه سپاه باید با بهره گیری از تدابیر مقام معظم رهبری خود را آماده فداکاری در عرصه های گوناگون مورد نیاز انقلاب و نظام اسلامی نماید، اما قطعاً شناخت فرصت ها و تهدیدهای فراروی انقلاب و اشراف اطلاعاتی بر ظرفیت ها و آسیب های نظام اسلامی، پاسداران انقلاب اسلامی را توانمند در عرصه تمدن سازی کرده و در آستانه دهه پنجم انقلاب اسلامی سپاه با پشتوانه و تجربه چهار دهه گذشته خود می تواند دستاوردهای بزرگتری را به نظام جمهوری اسلامی و ملت های اسلامی تقدیم نماید.